جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La costura
01
خیاطی, دوختودوز
el arte o acción de unir tela con hilo y aguja
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
Aprendió costura de su madre cuando era una niña.
او خیاطی را از مادرش یاد گرفت وقتی که دختر بود.



























