جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El contendiente
01
حریف, رقیب
una persona o grupo que compite con otros por un premio, título o victoria
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
contendientes
مثالها
Como nuevo contendiente en la política, tenía muchas ideas frescas.
به عنوان یک رقابتکننده جدید در سیاست، او ایدههای تازه زیادی داشت.



























