جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
conmover
01
تحتتأثیر قرار دادن
provocar una emoción profunda en alguien, como tristeza o ternura
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
اولشخص مفرد
conmuevo
سومشخص مفرد
conmueve
وجه وصفی حال
conmoviendo
گذشته ساده
conmovió
اسم مفعول
conmovido
مثالها
Su historia conmovió a los periodistas.
داستانش روزنامهنگاران را تحت تأثیر قرار داد.



























