جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El colorista
01
رنگکار
un artista que se especializa en aplicar color a dibujos
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
coloristas
مثالها
El colorista eligió una paleta de tonos cálidos para la escena.
رنگآمیز یک پالت از رنگهای گرم برای صحنه انتخاب کرد.



























