جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La bruma
01
مه
niebla ligera que reduce la visibilidad
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
brumas
مثالها
La bruma del mar dificultaba la navegación.
مه دریا ناوبری را دشوار میکرد.



























