جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El becerro
01
گوساله
una cría de la vaca, especialmente un ternero joven
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
حیوان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
becerros
مثالها
Un becerro recién nacido se pone de pie con dificultad.
گوساله تازه متولد شده با دشواری روی پا میایستد.
02
پوست گوساله
la piel curtida de un ternero, usada para hacer cuero de alta calidad
مثالها
Un bolso de becerro es muy suave y duradero.
یک کیف از چرم گوساله بسیار نرم و بادوام است.



























