جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Barbero
01
آرایشگر
persona que corta y arregla el cabello y la barba de los clientes
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
barberos
مثالها
Voy al barbero todos los meses.
من هر ماه به آرایشگر میروم.
barbero
01
چاپلوس, پاچهخوار
persona que halaga demasiado a otra, generalmente para conseguir algo
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
el más barbero
شکل تفضیلی
más barbero
درجهپذیر
مفرد مذکر
barbero
جمع مذکر
barberos
مفرد مؤنث
barbera
جمع مؤنث
barberas
مثالها
Evita actitudes barberas para mantener tu dignidad.
برای حفظ شأن خود از رفتارهای باربراس خودداری کنید.



























