جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
arriesgar
01
به خطر انداختن, ریسک کردن
exponer algo o a alguien a un peligro o pérdida
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
اولشخص مفرد
arriesgo
سومشخص مفرد
arriesga
وجه وصفی حال
arriesgando
گذشته ساده
arriesgó
اسم مفعول
arriesgado
مثالها
Arriesgó su vida para salvar al niño.
او جان خود را به خطر انداخت تا کودک را نجات دهد.



























