جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
albergar
01
جا دادن, منزل دادن
dar alojamiento o espacio a personas o cosas
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
اولشخص مفرد
albergo
سومشخص مفرد
alberga
وجه وصفی حال
albergando
گذشته ساده
albergó
اسم مفعول
albergado
مثالها
El edificio alberga una biblioteca pública.
ساختمان یک کتابخانه عمومی را در خود جای داده است.
02
پناه دادن
dar refugio o protección a personas o cosas
مثالها
El refugio alberga a familias sin hogar.
پناهگاه پناه میدهد به خانوادههای بیخانمان.
03
در سر پروراندن, در دل داشتن
mantener en la mente una idea, sentimiento o intención
مثالها
Ella alberga dudas sobre la decisión.
او در مورد این تصمیم شک و تردید دارد.



























