جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Adivino
01
پیشگو, غیبگو
persona que pretende predecir el futuro o descubrir lo desconocido
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
adivinos
مثالها
Fueron a ver a un adivino famoso.
آنها به دیدن یک غیبگو معروف رفتند.



























