جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
rizar
[past form: ricé][present form: rizo]
01
فر کردن (مو)
dar forma de rizos al cabello, usando herramientas o productos
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
بیقاعده
جدانشدنی
اولشخص مفرد
rizo
سومشخص مفرد
riza
وجه وصفی حال
rizando
گذشته ساده
ricé
اسم مفعول
rizado
مثالها
¿ Te rizas el pelo a menudo o lo llevas liso?
آیا اغلب موهایت را فر میکنی یا صاف میگذاری ؟



























