جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La fauna
01
جانورنامه, زیاگان، فانا
conjunto de animales que habitan un lugar determinado
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
حیوان
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
Los científicos estudian la fauna de los océanos.
دانشمندان جانوران اقیانوسها را مطالعه میکنند.



























