جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
prohibir
[past form: prohibí][present form: prohíbo]
01
منع کردن, ممنوع کردن
impedir que algo se haga, se use o se realice
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
اولشخص مفرد
prohíbo
سومشخص مفرد
prohíbe
وجه وصفی حال
prohibiendo
گذشته ساده
prohibí
اسم مفعول
prohibido
مثالها
El gobierno decidió prohibir la venta de alcohol a menores.
دولت تصمیم گرفت فروش الکل به افراد زیر سن قانونی را ممنوع کند.



























