جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El ritmo
01
ریتم, ضرب، نواخت
secuencia regular de sonidos, movimientos o acontecimientos
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
ritmos
مثالها
Los niños aprendieron el ritmo con palmas y pies.
کودکان ریتم را با کف زدن و پا کوبیدن یاد گرفتند.



























