جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
rimar
[past form: rimé][present form: rimo]
01
قافیه داشتن
terminar con sonidos iguales o similares en poesía o canción
مثالها
Ese verso no rima con el anterior.
آن بیت با بیت قبلی قافیه ندارد.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
قافیه داشتن