جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El bodegón
01
طبیعت بیجان, نقاشی اشیای بیجان
pintura o imagen que representa objetos inanimados
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
bodegones
مثالها
El pintor presentó un bodegón con frutas y flores.
نقاش یک طبیعت بیجان با میوهها و گلها ارائه داد.



























