جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La perspectiva
01
ژرفانمایی, پرسپکتیو
manera de representar o percibir la profundidad y la distancia de los objetos
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
perspectivas
مثالها
La pintura tiene buena perspectiva y profundidad.
نقاشی پرسپکتیو و عمق خوبی دارد.



























