جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El turno
01
نوبت
momento o lugar asignado para hacer algo en orden
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
turnos
مثالها
Esperamos nuestro turno en la fila del banco.
ما منتظر نوبت خود در صف بانک هستیم.



























