جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El vertido
01
سر ریز, نشت
acción de derramar líquidos o sustancias al medio ambiente
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
vertidos
مثالها
Hay un vertido químico cerca de la fábrica.
یک نشت شیمیایی در نزدیکی کارخانه وجود دارد.
02
پسماند, زباله
material desechado que se elimina o se arroja
مثالها
Algunos vertidos pueden contaminar el suelo y el agua.
برخی دفع زبالهها میتوانند خاک و آب را آلوده کنند.



























