جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La frontera
01
مرز
línea o zona que separa dos países o regiones
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
fronteras
مثالها
Cruzaron la frontera en coche sin problemas.
آنها مرز را با ماشین بدون مشکل رد کردند.



























