جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La clientela
01
مشتریها, اربابرجوعها
conjunto de clientes de un negocio o servicio
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
clientelas
مثالها
La clientela del restaurante es muy fiel.
مشتریان رستوران بسیار وفادار هستند.



























