جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El encubrimiento
01
لاپوشانی, ماستمالی، پنهانکاری
acción de ocultar algo malo o ilegal para que no se descubra
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
encubrimientos
مثالها
Hay un encubrimiento en el caso de corrupción.
در پرونده فساد یک پوشش وجود دارد.



























