جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La coartada
01
بهانه, مدرک دال بر عدم حضور در صحنه جرم
prueba que demuestra que una persona no estuvo en el lugar de un delito
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
coartadas
مثالها
El sospechoso presentó una coartada sólida para la noche del crimen.
مظنون یک عذر محکم برای شب جرم ارائه داد.



























