جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El radioyente
01
شنونده رادیو, شنونده
persona que escucha programas de radio
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
radioyentes
مثالها
Muchos radioyentes participaron en la llamada.
بسیاری از شنوندگان در تماس شرکت کردند.



























