جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El best seller
01
پرفروشترین (کتاب و...)
libro o producto que se vende mucho y rápidamente
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
best sellers
مثالها
La novela se convirtió en un best seller rápidamente.
رمان به سرعت به یک پرفروش تبدیل شد.



























