جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La conexión
01
اتصال
unión o enlace entre dos o más cosas
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
conexiones
مثالها
Perdí la conexión durante la videollamada.
من اتصال را در طول تماس ویدیویی از دست دادم.



























