جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La limpieza
01
پاکیزگی, نظافت
acción de eliminar la suciedad o mantener algo sin manchas ni desorden
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
Prefiero un hotel con buena limpieza.
من یک هتل با تمیزی خوب را ترجیح میدهم.



























