جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El costo
01
هزینه
cantidad de dinero que se paga por algo
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
costos
مثالها
El costo de vida en esta ciudad es caro.
هزینه زندگی در این شهر گران است.



























