جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La pizca
[gender: feminine]
01
ذره, مقدار اندک
pequeña cantidad de algo, especialmente sal o especias
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
pizcas
مثالها
Solo necesito una pizca de pimienta.
من فقط به یک نیشگون فلفل نیاز دارم.



























