جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El lío
01
شلوغکاری, قیلوقال، المشنگه
situación desordenada, caótica o difícil de manejar
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
líos
مثالها
Siempre arma un lío por cosas pequeñas.
او همیشه برای چیزهای کوچک جنجال به پا میکند.



























