جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El sustituto
01
جایگزین, جانشین
persona o cosa que ocupa el lugar de otra
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
sustitutos
مثالها
El profesor titular está de baja, y vino un sustituto.
معلم اصلی مرخصی است، و یک جایگزین آمد.



























