جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
continuo
01
مداوم, پیوسته
que no se detiene o no se interrumpe
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
el más continuo
شکل تفضیلی
más continuo
درجهپذیر
مفرد مذکر
continuo
جمع مذکر
continuos
مفرد مؤنث
continua
جمع مؤنث
continuas
مثالها
Necesita atención continua durante el tratamiento.
او در طول درمان به توجه مداوم نیاز دارد.



























