جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El noviazgo
01
نامزدی, عقد
relación amorosa formal entre dos personas antes del matrimonio
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
noviazgos
مثالها
Tienen un noviazgo muy estable.
آنها یک نامزدی بسیار پایدار دارند.



























