جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La jaula
01
قفس
caja o estructura de barrotes donde se encierran animales
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
jaulas
مثالها
Compraron una jaula nueva para el hámster.
آنها یک قفس جدید برای همستر خریدند.



























