جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La copia
01
فتوکپی, کپی
reproducción exacta de un documento, texto o imagen
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
copias
مثالها
Hice tres copias del informe.
من سه کپی از گزارش تهیه کردم.



























