جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
envolver
01
کادو کردن, بستهبندی کردن
cubrir algo total o parcialmente, generalmente con papel u otro material
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
بیقاعده
اولشخص مفرد
envuelvo
سومشخص مفرد
envuelve
وجه وصفی حال
envolviendo
گذشته ساده
envolví
اسم مفعول
envuelto
مثالها
Voy a envolver el regalo con papel rojo.
من قصد دارم هدیه را با کاغذ قرمز بپیچم.



























