جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
reflexionar
01
فکر کردن
pensar con atención y profundidad sobre algo
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
اولشخص مفرد
reflexiono
سومشخص مفرد
reflexiona
وجه وصفی حال
reflexionando
گذشته ساده
reflexioné
اسم مفعول
reflexionado
مثالها
Ella reflexionó sobre su futuro profesional.
او در مورد آینده حرفهای خود فکر کرد.



























