جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La autobiografía
[gender: feminine]
01
خودزندگینامه, اتوبیوگرافی، خویشنامه، حسبِحال
relato que una persona escribe sobre su propia vida
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
autobiografías
مثالها
Ella escribió su autobiografía el año pasado.
او زندگینامه خود را سال گذشته نوشت.



























