جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El oído
[gender: masculine]
01
شنوایی
sentido que permite percibir sonidos
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
oídos
مثالها
El médico evaluó su oído con un examen.
پزشک شنوایی او را با یک معاینه ارزیابی کرد.
02
گوش
órgano del cuerpo que permite oír, ubicado en la cabeza
مثالها
Tiene una infección en el oído.
او عفونت در گوش دارد.



























