جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
morder
01
گاز گرفتن
usar los dientes para agarrar o cortar algo
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
بیقاعده
اولشخص مفرد
muerdo
سومشخص مفرد
muerde
وجه وصفی حال
mordiendo
گذشته ساده
mordí
اسم مفعول
mordido
مثالها
La serpiente puede morder y ser peligrosa.
مار میتواند گاز بگیرد و خطرناک باشد.



























