جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
regar
01
آب دادن, آبیاری کردن
dar agua a las plantas para que crezcan
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
بیقاعده
اولشخص مفرد
riego
سومشخص مفرد
riega
وجه وصفی حال
regando
گذشته ساده
regué
اسم مفعول
regado
مثالها
Tengo que regar las flores todos los días.
من باید هر روز گلها را آبیاری کنم.



























