جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La infusión
01
جوشانده, دمنوش
bebida hecha al poner hierbas o plantas en agua caliente
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
infusiones
مثالها
Me gusta tomar una infusión antes de dormir.
من دوست دارم قبل از خواب یک دمنوش بنوشم.



























