جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
asado
01
کبابی, برشته
que está cocinado al fuego o a la parrilla
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
el más asado
شکل تفضیلی
más asado
درجهپذیر
مفرد مذکر
asado
جمع مذکر
asados
مفرد مؤنث
asada
جمع مؤنث
asadas
مثالها
Prefiero el pollo asado al horno.
من مرغ کبابی در فر را ترجیح میدهم.



























