جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
abierto
01
باز, گشوده
que no está cerrado
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
el más abierto
شکل تفضیلی
más abierto
درجهپذیر
مفرد مذکر
abierto
جمع مذکر
abiertos
مفرد مؤنث
abierta
جمع مؤنث
abiertas
مثالها
Mantén la ventana abierta para que entre aire.
پنجره را باز نگه دار تا هوا بتواند وارد شود.
02
روشنفکر
que acepta nuevas ideas o puntos de vista
مثالها
La sociedad necesita personas abiertas para progresar.
جامعه برای پیشرفت به افراد باز نیاز دارد.



























