جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El acto
01
عمل, کار
acción o hecho que alguien realiza
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
actos
مثالها
Cada acto tiene una consecuencia.
هر عمل پیامدی دارد.
02
اجرا, پرده
parte o sección de una obra teatral o espectáculo
مثالها
El segundo acto fue muy emocionante.
پرده دوم بسیار هیجانانگیز بود.



























