جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
nutrir
01
تغذیه شدن, مواد غذایی دریافت کردن
alimentarse para mantener la salud y obtener energía
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
اولشخص مفرد
nutro
سومشخص مفرد
nutre
وجه وصفی حال
nutriendo
گذشته ساده
me nutrí
اسم مفعول
nutrido
مثالها
Los deportistas deben nutrirse adecuadamente antes de competir.
ورزشکاران باید قبل از رقابت به درستی تغذیه کنند.



























