جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
rodar
01
فیلمبرداری کردن, فیلم گرفتن
grabar imágenes para hacer una película o video
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
بیقاعده
اولشخص مفرد
rodo
سومشخص مفرد
roda
وجه وصفی حال
rodando
گذشته ساده
rodé
اسم مفعول
rodado
مثالها
Rodaron la película durante seis semanas.
آنها فیلم را به مدت شش هفته فیلمبرداری کردند.



























