جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El ovni
[gender: masculine]
01
شیء ناشناس پرنده, یوفو
objeto volador no identificado observado en el cielo
مثالها
El piloto reportó un ovni en su radar.
خلبان یک شیء پرنده ناشناس را روی رادار خود گزارش داد.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
شیء ناشناس پرنده, یوفو