جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El ovni
01
شیء ناشناس پرنده, یوفو
objeto volador no identificado observado en el cielo
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
ovnis
مثالها
Vieron un ovni brillante sobre la ciudad anoche.
آنها دیشب یک یوفو درخشان را بر فراز شهر دیدند.



























