جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
requerir
01
درخواست کردن, خواستن
pedir formalmente algo o a alguien
مثالها
El cliente requirió un servicio adicional.
مشتری یک خدمات اضافی درخواست کرد.
02
نیاز داشتن, احتیاج داشتن
necesitar algo para un fin determinado
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
بیقاعده
اولشخص مفرد
requiero
سومشخص مفرد
requiere
وجه وصفی حال
requiriendo
گذشته ساده
requerí
اسم مفعول
requerido
مثالها
El proceso requiere tiempo y esfuerzo.
فرآیند نیازمند زمان و تلاش است.



























