جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El gorro
01
کلاه
una prenda de tela o punto que se usa en la cabeza
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
gorros
مثالها
El niño se puso el gorro para salir al recreo.
کودک کلاهش را پوشید تا برای زنگ تفریح بیرون برود.



























